۳ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی و قال الذی آمن یا قوم الآیة تمامی سخن مؤمن آل فرعون است نزدیک فرعون سخن بحق گفت و مصطفی علیه الصلاة و السلام فرمود افضل الجهاد کلمة حق عند امیر جایر زبان موعظت بگشاد و ایشان را پند بلیغ داد گفت یا قوم إنما هذه الحیاة الدنیا متاع این دنیا پلی گذشتنی است و بساطی در نوشتنی مرتع و لافگاه مدعیان و بی سرمایگان مجمع و بارگاه بی خطران و بی حاصلان
صد هزاران تخت و رخت ملوک بینی بر خاک افکنده صد هزاران تاج تاجداران بتاراج برداده در هر زاویه ای از خط عنبرین جوانان خرمنی نهاده در هر گوشه ای از گیسوی مشکین عروسان خرگاهی زده و تو مسکین بی باک وار بر سر این خاکستان ویران قرار گرفته و عاشق وار حلقه غلامی دنیا در گوش کرده و آن سرای سرور باین سرای غرور فروخته اکنون دیده عقل بر گمار و بگوش هوش این ندای تهدید بشنو اگر سمع پند شنو داری
تا کی از دار الغروری سوختن دار السرور
تا کی از دار الفراری ساختن دار القرار
در جهان شاهان بسی بودند کز گردون ملک
تیرشان پروین گسل بود و سنان جوزا گذار
