۳ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی الأخلاء یومیذ بعضهم لبعض عدو إلا المتقین بدان که مستحق دوستی بحقیقت خدا است و بس زیرا که جمال بر کمال و جلال بی زوال او راست ذات ازلی و صفات سرمدی او راست و وجود بی غایت وجود بی نهایت او راست علم بی آلت و قدرت بی حیلت او راست
بو بکر صدیق گفت من ذاق من خالص محبة الله عز و جل منعه ذلک من طلب الدنیا و اوحشه من جمیع البشر
هر که صفاء محبت حق در دل او منزل کرد کدورت طلب دنیا و قبول خلق از دل وی رخت برداشت اگر کسی را دوست دارد از مخلوقان از آن است که وی بحق تعالی تعلقی دارد یا از روی دوستی با حق مناسبتی دارد هر کرا دوستی بود بحقیقت سرا و کوی و محلت او او را دوست بود قال الشاعر
و ما عهدی بحب تراب ارض
و لکن ما یحل به الحبیب
مصراع مقصود رهی ز کوی تو روی تو بود
دوستی متقیان و پارسایان از آنست که حق جل جلاله میگوید إن أولیاؤه إلا المتقون دوستی رسول خدا از آنست که خود میفرماید احبونی لحب الله عز و جل پس منتهی همه دوستیها کمال جمال حضرت الهیت است و الیه الاشارة بقوله و أن إلی ربک المنتهی و نشان محبت آنست که هر مکروه طبیعت و نهاد که از دوست بتو آید آن را بر دیده نهی مصطفی ص گفت لخلوف فم الصایم اطیب عند الله من ریح المسک
