۱ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیبسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوندی قادر و قاهر و دیان واحد و وحید در نام و در نشان یکی یگانه یکتا از ازل تا جاودان رحمن است دارنده جهان و پروراننده جهانیان دوستان و دشمنان رحیم است بمؤمنان و نوازنده ایشان در دو جهان بنگاشت از کل صورت انسان و برگزید او را بر همه آفریدگان
همه را هست کرد در این سرای بلا و امتحان پس بحکمت اختلاف او کند میان ایشان یکی گریان یکی خندان یکی شادان یکی با غم و احزان یکی نواخته فضل آراسته معرفت و ایمان یکی خسته عدل آلوده کفر و طغیان فردا برستاخیز همه را جمع کند آدمیان و پریان همه را جزا دهد بکردار ایشان مؤمنانرا احسان و رضوان و غفران کافران را انکال و اغلال زقوم و قطران رب العالمین در ابتداء این سورة هر دو گروه را یاد کرد و مآل و مرجع ایشان پیدا کرد فرمود الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله أضل أعمالهم و الذین آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بما نزل علی محمد و هو الحق من ربهم کفر عنهم سییاتهم و أصلح بالهم فردا برستاخیز هر که سر از خاک حسرت برآرد چنان برآرد که بخاک فرو شده
المؤمن علی ایمانه و المنافق علی نفاقه یکی را میارند با هزاران کرامت و انواع لطافت طیلسان سعادت بر کتف مفاخرت افکنده و ایمان و معرفت و اخلاص گرد بر گرد مرکب او درآمده و دست در فتراک دولت او زده و این منشور اقبال در پیش او داشته که سیهدیهم و یصلح بالهم و یدخلهم الجنة عرفها لهم یکی را در ضحضاح ظلمت نفس خود بمانده کفران و طغیان و عصیان گرد او درآمده و در عرصات سیاست این ندا برو زده که و الذین کفروا فتعسا لهم و أضل أعمالهم بنده مؤمن اگر او را خود این شرف بودی و این کرامت که رب العزة میفرماید ذلک بأن الله مولی الذین آمنوا و أن الکافرین لا مولی لهم او را شرف تمام بودی که میفرماید جل جلاله من یار مؤمنانم و کافران را نه من دوست مؤمنانم و کافران را نه دوست کافران طاغوت است که در دنیا او را پرستیدند و دوست داشتند چنانک فرمود و الذین کفروا أولیاؤهم الطاغوت یخرجونهم من النور إلی الظلمات نتیجه دوستی و پرستش طاغوت آنست که در دنیا ایشان را از نور معرفت با ظلمت کفر برد تا در عقبی از روشنایی بهشت با تاریکی دوزخ افتادند کافران را چنین فرمود که أولیاؤهم الطاغوت و مؤمنانرا فرمود نحن أولیاؤکم فی الحیاة الدنیا و فی الآخرة ای مؤمن موحد ای درویش دل ریش ای رنج و بلاء دنیا بسی کشیده ای در بی کامی و بی نوایی روز بسر آورده و اندوه شادی دین اسلام در برگرفته باش تا فردا که رستاخیز بپای شود و سیاست و عظمت جباری بر خلق ظاهر گردد و این قوالب و اشباح و این اجزاء و اعضاء متفرق و این تن های خراب شده و صورتهای از هم جدا گشته و این اشخاص ریزیده و ذره در عالم پراکنده شده همه را در عرصات قیامت جمع کند
