۲ - النوبة الاولى
رشیدالدین میبدیقوله تعالی فاعلم أنه لا إله إلا الله میدان که نیست خدای مگر الله و استغفر لذنبک و آمرزش میخواه گناه خویش را و للمؤمنین و المؤمنات و مردان و زنان گرویدگان را و الله یعلم متقلبکم و مثواکم ۱۹ الله میداند گردیدن شما و بنگاه شما
و یقول الذین آمنوا گرویدگان میگویند لو لا نزلت سورة چرا سورتی فرو نمیفرستند از قرآن فإذا أنزلت سورة محکمة و چون سورتی بر جای بداشته فرو فرستاده آید و ذکر فیها القتال و در آن سورة کشتن کردن با دشمنان یاد کرده رأیت الذین فی قلوبهم مرض ایشان را بینی که در دل ایشان شک و گمانست ینظرون إلیک مینگرند در تو نظر المغشی علیه من الموت چنانک نگرد کسی که مرگ برو درآمد فأولی لهم ۲۰ نزدیک آمد بایشان آنچه میترسند از آن
طاعة و قول معروف فرمانبرداری باید و سخنی پسندیده و بچم و اندام فإذا عزم الأمر چون کار فرا کار نشیند و کاری با دید آید از کردگار فلو صدقوا الله اگر راست می رفتند با الله لکان خیرا لهم ۲۱ ایشان را که بودید
فهل عسیتم چه میپندارید و در سر چه میدارید إن تولیتم که اگر روزی ولایت داران باشید و جهانداران و پادشاهان أن تفسدوا فی الأرض که در زمین تباهی کنید و جهانیان را دو گروه کنید و تقطعوا أرحامکم ۲۲ و خویشاوندیها ببرید
