۲ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی فاعلم أنه لا إله إلا الله بدان که این کلمه توحید مایه دین است و اسلام را رکن مهین است حصار امانست و شعار اهل ایمان است و مفتاح جنانست بی گفتار این کلمه نه اسلامست نه سلامست بی پذیرفتن این کلمه نه ایمانست نه امانست تا بزبان نگویی در دنیا سلامت نیست تا بدل نپذیری در عقبی کرامت نیست هر که در حمایت این کلمه بزرگوار آمد در سراپرده امان خدای جبار آمد مردی که هفتاد سال در کفر و شرک بوده و در وهده ضلالت و غوایت افتاده و در تعذیب خذلان و هجران مانده چون روی بقبول دین اسلام آرد و این کلمات بزبان بگوید و بدل بپذیرد آن شرک و کفر وی همه نیست گرداند و در تاوش برق این کلمات در صدر توحید بر بساط امن بنشیند پس آن کس که بیگانه است و میخواهد که در سرای آشنایی آید مفتاح وی این کلمات است و آن آشنا که در حظیره اسلامست و خواهد که از کوره صورت درگذرد و بمناهج معانی رسد ابتداء وی گفتار این کلمات است و آن کس که خواهد از حجره رسم و نهاد خود هجرت کند بدرقه راه وی حقایق این کلمات است
معانی اوراق آدم و صحف شیث و ابراهیم و توریة موسی و انجیل عیسی و زبور داود و فرقان محمد ص آن جمله در ضمن این حروف و کلماتست
آدم صفی که بدیع قدرت و صنیع فطرت و نسیج ارادت بود در نخستین منزل وجود در صدر دولت بر تخت بخت نشست و مسجود مقربان گشت از بهر آنکه ترنم حال پاک وی در طنین انس این کلمات بود
