النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقولی تعالی بسم الله الرحمن الرحیم آورده اند که استاد بو علی مجلس میداشت مقری آغاز کرد که بسم الله استاد گفت ای باء بسم الله هر چند بر ازل آمدی بلاء ابد گشتی بلایی که آن را پایان نه و دردی که آن را درمان نه آن گه گفت ای یار بارم ده تا قصه درد خود بتو بردارم بر درگاه تو میزارم و در امید بیم آمیز می نازم الهی واپذیرم تا واتو پردازم یک نظر در من نگر تا دو گیتی بآب اندازم این باء بسم الله درگاه عزت قرآن است قرآن که خلایق را بار داد از درگاه باء بسم الله داد نگر تا بحرمت فرا روی و جز بعین تعظیم بننگری که اگر شرری از سیاست جلال با بحکم قهر بر لم یکن ثم کان مستولی گردد بردابرد هزیمت از هفت آسمان و زمین بخیزد و هر چه سمت حدثان دارد بکتم عدم شود و اگر از ضیاء و فسحت سدة با یک برق بصفت جمال بر عالم کون و فساد در ظهور آید همه ظلمتها نور گردد همه کفرها توحید گردد همه زنارها کمر عشق دین گردد
یک روزه جمال خویش اگر بنمایی
پر نور شود زماه بر تا ماهی
سبح لله ما فی السماوات و ما فی الأرض و هو العزیز الحکیم من أراد أن یصفو له تسبیحه فلیصف عن آثار نفسه قلبه و من اراد ان یصفو له فی الجنة عیشه فلیصف عن اوضار الهوی دینه عالمیان دو گروه اند گروهی حیات ایشان بلطف و فضل حق و آسایش ایشان بتسبیح و ذکر حق و گروهی حیات ایشان نشانه عدل حق و آسایش ایشان بحظ نفس آنان که اهل لطف و فضل اند دلی دارند صافی و همتی عالی و سینه ای خالی در او یادگار الهی زبانشان با شهادت داده و دل با معرفت پرداخته و جان با محبت آمیخته و سر در الله گریخته و از صفات خود بیزار گشته گفتند هر چه صفت خودی است همه بنداست و هر چه بنداست همه رنگ است و هر چه رنگ است در راه مردان ننگ است
