النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم اسم عزیز یمهل من عصاه فاذا رجع و ناداه اجابه و لباه فان لم یتوسل بصدق قدمه فی ابتداء امره فاذا تنصل بصدق ندمه فی آخر عمره اوسعه غفرا و قبل منه عذرا و اکمل له ذخرا و اجزل لدیه برا نام خداوندی که بی نام او سخن مبتر آید و بی ذکر او گفتار مختصر آید بی ستایش او آرایش گفتار نیست بی آشنایی او روشنایی اسرار نیست بی خدمت او تن را نظام نیست بی نعمت او جان را قوام نیست بی جود او وجود نیست بی لطف او شهود نیست پادشاهی که صنع او بی آلت است و خواست او بی علت کریمی که کرم او بی حد است و قدرت او بی نهایت مهربانی که بنده حقیر را آن محل نهاد که روز بیعت با وی نداء إن الله اشتری کرد وقت میثاق تلقینش قالوا بلی کرد در لوح رقمش سبقت لهم منا الحسنی کرد روز ایثار نصیبش و ألزمهم کلمة التقوی کرد اینت کرم و رحمت اینت عنایت و شفقت قادری که هر چه خواهد تواند
از پولاد چه سخت تر که بر دست داود چون موم پیچا کرد و ألنا له الحدید از زمین و آسمان چه گنگ تر ایشان را بی زبان فرا نوا کرد که قالتا أتینا طایعین از بنده عاصی که بیچاره تر او را بخود آشنا کرد و با وی ندا کرد که یا أیها الذین آمنوا توبوا إلی الله توبة نصوحا ای گرویدگان آشنایان و دوستان همه توبت کنید بدرگاه من باز آیید با من گردید اگر شما آن کردید که از شما آید من آن کنم که از من آید هیچ جای معیوب نپذیرند مگر اینجا باز آیید بهیچ درگاه گناه نیامرزند مگر اینجا پناه با من آرید از نامهربانان بمهربان آیید از درد نومیدی بامید آیید ما را از گناه آمرزیدن باک نیست باز آیید ما را از معیوب پذیرفتن عار نیست باز گردید نظیر آیت خوان و أنیبوا إلی ربکم مقام انابت برتر است از مقام توبت انابت باز گشت بنده است با خداوند خویش بدل و همت و توبت بازگشت بنده است از معصیت باطاعت انابت چیست از وادی نفاق بقدم صدق بوادی سکینت آمدن و از وادی بدعت بقدم تسلیم بوادی سنت آمدن و از وادی تفرق بقدم انقطاع بوادی جمع آمدن و از وادی دعوی بقدم افتقار بوادی تفرید آمدن از وادی خرد بقدم فاقت با حق آمدن توبت چیست شفیعی مطاع وکیل دری مشفق نایبی کریم نقش گناه محو کند و حق بشفاعت او از بنده گنه کار عفو کند دیوان بنده از عصیان پاک و مطهر کند مرد تایب را با مرد بی گناه برابر کند اینست که مصطفی ص گفت التایب من الذنب کمن لا ذنب لهو قال صلی الله علیه و سلم ان الله تعالی افرح بتوبة عبده من الظمآن الوارد الضال الواجد العقیم الوالد
