النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی بسم الله الرحمن الرحیم الله منور القلوب الرحمن کاشف الکروب الرحیم غافر الذنوب الله مطلع علی الاسرار الرحمن بقضاء الاوطار الرحیم بغفران الاوزار الله لارواح السابقین الرحمن لقلوب المقتصدین الرحیم لذنوب الظالمین انس مالک گفت بالله العظیم که شنیدم از امیر المؤمنین علی ع و علی از ابو بکر رض همچنین با سوگند و ابو بکر از مصطفی ص و مصطفی از جبرییل ع و جبرییل از میکاییل و میکاییل از اسرافیل و اسرافیل علیهم السلام از حق تعالی جل جلاله که گفت بعزتی و جلالی و جودی و کرمی من قرأ بسم الله الرحمن الرحیم متصلة بفاتحة الکتاب مرة واحدة اشهدوا علی انی قد غفرت له و قبلت منه الحسنات و تجاوزت عنه السییات و لا احرق لسانه بالنار و اجیره من عذاب القبر و عذاب النار و عذاب القیامة و الفزع الاکبر و یلقانی قبل الانبیاء و الاولیاء
عزیزتر است این نام که کارها بدو تمام و از بر مولی ما را پیغام خنک مر آن زبان که بدو گویاست خنک مر آن دل که بدان شیداست بیاد کرد و یاد داشت این نام بنده را امروز در دنیا حلاوت طاعت است بدر مرگ فوز و سلامت است در گور تلقین و حجت است در قیامت سبکباری و راحت است در بهشت رضا و لقا و رؤیت است
قوله تعالی سأل سایل یک قول از اقوال مفسران آنست که سایل درین آیه مصطفی ص است که کافران و مشرکان در مکه او را رنجه میداشتند و اذی مینمودند مردان او را ناسزا میگفتند نجاست بر مهر نبوت می انداختند دندانش می شکستند زنان از بامها خاک می ریختند کودکان بر پی وی می انگیختند تا بیهوده ها و ناصواب میگفتند مؤمنان صحابه را یکان یکان می گرفتند و معذب همی داشتند رسول خدا از سر آن ضجرت و حیرت دعا کرد و از الله تعالی بر ایشان عذاب خواست رب العالمین از آن سؤال و دعای وی حکایت باز میکند که سأل سایل بعذاب واقع للکافرین درخواست میکند رسول ما صلی الله علیه و سلم فرو گشاد عذاب بر این کافران و فروگشاد عذاب بودنی است و افتادنی برین کافران هم در دنیا و هم در آخرت در دنیا روز بدر ایشان را کشتند و در آن قلیب بدر بخواری افکندند و در آخرت ایشان را عذاب کند روزی که اندازه آن پنجاه هزار سالست اینست که رب العالمین گفت فی یوم کان مقداره خمسین ألف سنة آن گه مصطفی را ص تسلی داد و رنجوری و بر امر هم نهاد گفت فاصبر صبرا جمیلا یا محمد تو صبر میکن و خوش همی باش و دل بتنگ میار اقتدا کن پیغمبران گذشته فاصبر کما صبر أولوا العزم من الرسل انبیا همه لباس صبر پوشیدند تا بمراد و مقصود رسیدند صبر بود که یعقوب را بدست فرج و راحت از بیت الاحزان برون آورد که فصبر جمیل صبر بود که شراب شفا بر مذاق ایوب ریخت که إنا وجدناه صابرا صبر بود که ندای فدا بگوش اسماعیل رسانید ستجدنی إن شاء الله من الصابرین صبرست که مؤمنان را از سرای بلوی بجنت مأوی رساند و هر چه مقصودست حاصل کند و بگوش ایشان فرو خواند که و بشر الصابرین علی الجملة شیرمردی باید بزرگ همتی که در راه دین هر شربت که تلختر بود او را شیرین تر آید و هر راه که دورتر بود او را نزدیک تر آید تا نام او در جریده صابران اثبات کنند امروز او را منشور محبت نویسند که ان الله یحب الصابرین و فردا او را این خلعت دهند که سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار
