شمارهٔ ۲۰۳
میلیمردم و جان به غم یار نهانی مشتاق
دل ز جان بیش به آن همدم جانی مشتاق
ای اجل منت ناآمدن خویش منه
که کسی نیست درین عالم فانی مشتاق
قاصدا بی خبر از دیدن او گشتی و من
به امیدی که پیامی برسانی مشتاق
دم خونریز شهیدان مژده بر هم نزنند
بس که هستند به آن نخل جوانی مشتاق
دیده صد لطف نمایان ز تو غیر از نزدیک
میلی از دور به یک لطف نهانی مشتاق
