شمارهٔ ۲۰۸
میلیبه خون چهره می شویم و می روم
دعای تو می گویم و می روم
دل من به دنبال و رو درقفا
ره هجر می پویم و می روم
وداع تو ناکرده هر سو ترا
به صد دیده می جویم و می روم
گرفتم مگر ماتم خویشتن
که چون ابر می مویم و می روم
چو گل چند روزی به صد خون دل
درین باغ می رویم و می روم
ز کوی تو چون میلی از رشک غیر
به خود مرگ می گویم و می روم
