ترجیع فیالهجو
میلیالحذر الحذر که دیگر بار
اژدر خامه ام شد آتشبار
آن چنان کرده نیش دندان تیز
که ازو زینهار جوید مار
از پی نیش جان آنکه زند
بهر دینار خویش را بر نار
کیسه پر زر دفینه پر گوهر
گنج را گشته مار و گل را خار
جیب او پر چو کیسه غنچه
کف او کفچه همچو دست چنار
چون شترمرغ لیک در پرواز
همچو اشتر ولی گسسته مهار
لک لک ماده ای که بهر نشست
احتیاجی نباشدش به منار
پسر سرفراز سلطان است
نام او میرزا علی خان است
زشت و بدنفس چون سگ مسلخ
