فصل سی و یکم - صفت یقين شیخ کامل است ظنّهای نیکوی راست
جلال الدین محمد مولویصفت یقین شیخ کامل است ظن های نیکویی راست مریدان او شد علی التفاوت ظن و اغلب اغلب ظن و علی هذا همچنین هر ظنی که افزون ترست آن ظن او به یقین نزدیکتر و از انکار دورتر لو وزن ایمان ابی بکر همه ظنون راست از یقین شیر می خورند و می افزایند و آن شیرخوردن و افزودن نشان آن تحصیل زیادتی ظن است به علم و عمل تا هر یکی یقین شود و در یقین فانی شوند به کلی زیرا چون یقین شوند ظن نماند و این شیخ و مریدان ظاهر شده در عالم اجسام نقش های آن شیخ یقین اند و مریدانش دلیل بر آنک این نقش ها متبدل می شوند دورا بعددور وقرنا بعد قرن و آن شیخ یقین و فرزندانش که ظنون راستند قایمند در عالم علی مر الادوار و القرون من غیر تبدل باز ظنون غالط ضال منکر راندگان شیخ یقین اند که هر روز ازو دورتر شوند و هر روز پس ترند زیرا هر روز می افزایند در تحصیلی که آن ظن بد را بیفزاید فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا اکنون خواجگان خرما می خورند و اسیران خار می خورند قال الله تعالی افلا ینظرون الی الابل الامن تاب و آمن وعمل صالحا فاولیک یبدل الله سیاتهم حسنات هر تحصیلی که کرده است در افساد ظن این ساعت قوت شود در اصلاح ظن همچنانک دزدی دانا توبه کرد و شحنه شد آن همه طراری های دزدی که می ورزید این ساعت قوت شد در احسان و عدل و فضل دارد بر شحنگان دیگر که اول دزد نبوده اند زیرا آن شحنه که دزدی ها کرده است شیوه دزدان را می داند احوال دزدان ازو پوشیده نماند و این چنین کس اگر شیخ شود کامل باشد و مهتر عالم و مهدی زمان
