فصل چهل و یکم - این کسانی که تحصیلها کردند و در تحصیلند میپندارند که اگر اینجا ملازمت کنند علم را فراموش کنند
جلال الدین محمد مولویاین کسانی که تحصیل ها کردند و در تحصیلند می پندارند که اگر اینجا ملازمت کنند علم را فراموش کنند و تارک شوند بلکه چون اینجا آیند علمهاشان همه جان گیرد همچنان باشد که قالبی بی جان جان پذیرفته باشد اصل این همه علم ها از آنجاست از عالم بی حرف و صوت در عالم حرف و صوت نقل کرد در آن عالم گفت است بی حرف و صوت که وکلم الله موسی تکلیما حق تعالی با موسی علیه اسلام سخن گفت آخر با حرف و صوت سخن نگفت و به کام و زبان نگفت زیرا حرف را کام و لبی می باید تا حرف ظاهر شود تعالی و تقدس او منزه است از لب و دهان و کام پس انبیا را در عالم بی حرف و صوت گفت و شنود است با حق که اوهام این عقول جزوی به آن نرسد و نتواند پی بردن اما انبیا از عالم بی حرف در عالم حرف می آیند و طفل می شوند برای این طفلان که بعثت معلما اکنون اگرچه این جماعت که در حرف و صوت مانده اند به احوال او نرسند اما از او قوت گیرند و نشو و نما یابند و به وی بیارامند همچنانکه طفل اگرچه مادر را نمی داند و نمی شناسد به تفصیل اما به وی می آرامد و قوت می گیرد و همچنانکه میوه بر شاخ می آرامد و شیرین می شود و می رسد و از درخت خبر ندارد همچنان از آن بزرگ و از حرف و صوت او اگرچه او را ندانند و به وی نرسند اما ایشان ازو قوت گیرند و پرورده شوند در جمله این نفوس هست که ورای عقل و حرف و صوت چیزی هست و عالمی هست عظیم نمی بینی که همه خلق میل می کنند به دیوانگان و به زیارت می روند و می گویند باشد که این آن باشد
