فصل شصت و نهم - فرمود این که میگویند در نفس آدمی شرّی هست
جلال الدین محمد مولویفرمود این که می گویند در نفس آدمی شری هست که در حیوانات و سباع نیست نه از آن روست که آدمی ازیشان بدترست از آن روست که آن خوی بد و شر نفس و شومی هایی که در آدم است برحسب گوهر خفی است که دروست که این اخلاق و شومی ها و شر حجاب آن گوهر شده است چندانکه گوهر نفیس تر و عظیم تر و شریف تر حجاب او بیشتر پس شومی و شر و اخلاق بد سبب حجاب آن گوهر بوده است و رفع این حجب ممکن نشود الا به مجاهدات بسیار و مجاهدت ها به انواع است اعظم مجاهدات آمیختن است با یارانی که روی به حق آورده اند و ازین عالم اعراض کرده اند هیچ مجاهده ای سخت تر ازین نیست که با یاران صالح نشیند که دیدن ایشان گدازش و افنای آن نفس است و ازین است که می گویند چون مار چهل سال آدمی نبیند اژدها شود یعنی که کسی را نمی بیند که سبب گدازش شر و شومی او شود هر جا که قفل بزرگ نهند دال بر آن است که آنجا چیزی نفیس و ثمین هست و اینکه هر جا حجاب بزرگ گوهر بهتر چنانک مار بر سر گنج است تو زشتی مار را مبین نفایس گنج را ببین
