بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را
جلال الدین محمد مولویهر که صاحب ذوق بود از گفت او
لذتی می دید و تلخی جفت او
نکته ها می گفت او آمیخته
در جلاب قند زهری ریخته
ظاهرش می گفت در ره چست شو
وز اثر می گفت جان را سست شو
ظاهر نقره گر اسپید ست و نو
دست و جامه می سیه گردد ازو
آتش ار چه سرخ روی ست از شرر
تو ز فعل او سیه کار ی نگر
برق اگر نوری نماید در نظر
لیک هست از خاصیت دزد بصر
هر که جز آگاه و صاحب ذوق بود
گفت او در گردن او طوق بود
مدتی شش سال در هجران شاه
شد وزیر اتباع عیسی را پناه
دین و دل را کل بدو بسپرد خلق
پیش امر و حکم او می مرد خلق
