بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد
جلال الدین محمد مولویجمله با وی بانگ ها بر داشتند
کان حریصان که سبب ها کاشتند
صد هزار اندر هزار از مرد و زن
پس چرا محروم ماندند از زمن
صد هزار ان قرن ز آغاز جهان
همچو اژدر ها گشاده صد دهان
مکر ها کردند آن دانا گروه
که ز بن بر کنده شد زان مکر کوه
کرد وصف مکر هاشان ذوالجلال
لتزول منۡه اقلال ٱلجبال
جز که آن قسمت که رفت اندر ازل
روی ننمود از شکار و از عمل
جمله افتادند از تدبیر و کار
ماند کار و حکم های کردگار
کسپ جز نامی مدان ای نام دار
جهد جز وهمی مپندار ای عیار
