بخش ۱۱۷ - مثال دیگر هم درین معنی
جلال الدین محمد مولویهست بازیهای آن شیر علم
مخبری از بادهای مکتتم
گر نبودی جنبش آن بادها
شیر مرده کی بجستی در هوا
زان شناسی باد را گر آن صباست
یا دبورست این بیان آن خفاست
این بدن مانند آن شیر علم
فکر می جنباند او را دم به دم
فکر کان از مشرق آید آن صباست
وآنک از مغرب دبور با وباست
مشرق این باد فکرت دیگرست
مغرب این باد فکرت زان سرست
مه جمادست و بود شرقش جماد
جان جان جان بود شرق فؤاد
شرق خورشیدی که شد باطن فروز
قشر و عکس آن بود خورشید روز
زآنک چون مرده بود تن بی لهب
پیش او نه روز بنماید نه شب
