بخش ۱۲۰ - اختیار کردن پادشاه دختر درویش زاهدی را از جهت پسر و اعتراض کردن اهل حرم و ننگ داشتن ایشان از پیوندی درویش
جلال الدین محمد مولویمادر شه زاده گفت از نقص عقل
شرط کفویت بود در عقل نقل
تو ز شح و بخل خواهی وز دها
تا ببندی پور ما را بر گدا
گفت صالح را گدا گفتن خطاست
کو غنی القلب از داد خداست
در قناعت می گریزد از تقی
نه از لیمی و کسل هم چون گدا
قلتی کان از قناعت وز تقاست
آن ز فقر و قلت دونان جداست
حبه ای آن گر بیابد سر نهد
وین ز گنج زر به همت می جهد
شه که او از حرص قصد هر حرام
می کند او را گدا گوید همام
گفت کو شهر و قلاع او را جهاز
یا نثار گوهر و دینار ریز
گفت رو هر که غم دین برگزید
