بخش ۱۲۷ - خواهش بنده ی مقرب خلوت جلال و مشاهده ی انوار جمال
ملا احمد نراقیروشن است این ای قلم بگذار باز
رو به حال مؤمن اندر کاخ ناز
چون که ماند آن بنده خاص خدا
عهدی اندر عالم نور صفا
نور آن را سوی خود جذاب گشت
چون شکر در آب افتد آب گشت
جامه عطار عطر افشان شود
مسگران را دوده بر دندان شود
گلخنی را دست و رو خاکستری است
مطبخی را جامه چرب و روغنی است
بوی گل از باغبان آید همی
عطر جان از اهل جان آید همی
دوزخی انگشت آتش می شود
آن بهشتی نور بیغش می شود
چون فتاد آن بنده در دریای نور
نور می گردد سراپا همچو طور
ذره ای از نور جان بر طور تافت
طور خود را پای تا سر نور یافت
