بخش ۲۱۱ - بیان در اشاره به اسرار صلوة و افعال آن به قول بعض از اهل معرفت - ملا احمد نراقی | ناهیدبخش ۲۱۱ - بیان در اشاره به اسرار صلوة و افعال آن به قول بعض از اهل معرفت
ملا احمد نراقیآن اذان و آن اقامه نفخ صور
آن ز جا برخاستن بعث و نشور
آن مصلی موقف و قبله وقوف
بستن احرام در موقف عکوف
چون شدی واقف در آن موقف زبان
می گشایی در سپاس و امتنان
حمد و سوره آن سپاس است و ثنا
در وقوف بارگاه کبریا
گوییا آنگه خطاب آید تو را
این زمان بگذار تحمید و ثنا
دفتر اعمال خود را تیز بین
هیبت این روز رستاخیز بین
ای مسافر تا چه آوردی بگو
زین سفر سودت چه باشد مایه کو
خم کنی قامت پی عجز و نیاز
سر کنی تسبیح آن عاجز نواز
من ندارم غیر عجز و لابه هیچ
در من و در کار من شاها مپیچ
قامتی دارم خم از بار گناه
سر به زیرم چونکه هستم رو سیاه
گویدت ای بنده سر بردار چست
سر برآری دل ز هولت چاک چاک
خویش را اندازی از هیبت به خاک
جبهه و رو بر زمین سایی همی
پشت دستان را ز غم خایی همی
کان شها پاکا بلندا بر تو را
بنگر از رحمت در این موقف مرا
گویدت گویا که سر بردار هین
تا چه کرده ستی در این دفتر ببین
هین ببین ناپاکی و پاکی خویش
جریت خود بین و بی باکی خویش
سر برآری لب به استغفار باز
توبه را سازی شفیع و چاره ساز
تا چه آوردی بگو فاش و عیان
از خجالت باز می مالی جبین
لب پر از سبحان ربی بر زمین
باز برخیزی به تمجید و سپاس
حال این رکعت به اول کن قیاس
عاقبت از عجز برداری دو کف
رو به آن درگاه با عز و شرف
این دعاهایت نیاید در حساب
کای تو را بگذشته ایام دعا
رفته هنگام ثناء و توبه ها
باز افتی در رکوع و در سجود
گه رکوع و گه سجود و گه قعود
باز گوید ناید امروز این به کار
مایه و سود آنچه آوردی بیار
عجز و زاری و سپاس و آفرین
جمله افکندی به روز واپسین
روزگاران را به غفلت باختی
کار خود با این جهان انداختی
هان چه سود از مایه ات اندوختی
هان چه شمع از مایه ات افروختی
لرزدت آن دم ز هیبت استخوان
هم رود قوت ز پایت هم توان
پس نشینی بر زمین بیچاره وار
چاره از توفیق حق پویا شوی
این دو هم سرمایه و هم سود من
عمر خود گر صرف عصیان کرده ام
این دو را لیکن شفیع آورده ام
سود من از این سفر اینست و بس
نیست غیر از این دوام فریاد رس
آمدم با قدی از عصیان دوتا
السلام ای عاصیان را مرتجی
عمر خود نابود و ضایع ساختم
یک نظر ای شهریاران از کرم
از اشارات نماز اینها یکی ست
زانچه گفتم از معافی اندکی ست
شرح اینها را مقامی دیگر است
خامه از تفصیلش اکنون ابتر است
باشد این تفصیل تا وقتی دگر