فصل هشتم - حصول ملکات نفسانیه به تکرار اعمال
ملا احمد نراقیبدان که هر نفسی در مبادی آفرینش و اوان طفولیت از جمیع صفات و ملکات خالی است مانند صفحه ای که ساده از نقش و صورت باشد و حصول ملکات و تحقق صفات به واسطه تکرار اعمال و افعال متقضیه آنها است و هر عملی که یک مرتبه سر زد اثری از آن در دل حاصل و در مرتبه دوم آن اثر بیشتر می شود تا بعد از تکرار عمل اثر مستحکم و ثابت می گردد و ملکه راسخه می شود در نفس همچنان که انگشت چون مجاور آتش شود حرارت در آن تأثیر می کند و گرمی در آن ظاهر می شود لیکن ضعیف است و به مجرد دور کردن از آتش سرد می شود و هرگاه مجاورت طول کشید تأثیر حرارت در آن بیشتر می شود و رنگ آتش در آن هم می رسد و بعد از آن روشن می شود و آتشی می گردد که هر چه به آن نزدیک شود می سوزد و هر چه به آن مقابل شود روشن می کند و همین است سبب در سهولت تعلیم اطفال و تأدیب ایشان و صعوبت تغییر اخلاق مشایخ و پیران و هرگاه کسی مراقبت احوال خود کند و نظری در اعمال و افعال خود کند و صفحه دل خود را گشوده و به دید بصیرت در آن تأمل نماید بر می خورد به ملکات و صفاتی که در آنجا رسوخ کرده اند و اکثر مردم به جهت گرفتاری علایق و کثرت عوایق از نقوش و نفوس خود غافلند
اما چون زمان رحلت از این سرای پندار و مسافرت به عالم بقا و قرار رسد دل از مشاغل دنیویه فارغ و ریشه علایق از مزرع خاطر منقلع و پرده طبیعت از مقابل دیده بصیرت برداشته شود و نظر او بر لوح دل و صفحه نفس افتد چنانکه حق سبحانه و تعالی فرموده و اذا الصحف نشرت و در مکان دیگر می فرماید فکشفنا عنک غطایک فبصرک الیوم حدید یعنی پس در آن روز پرده از پیش دیده تو برداشته می شود و چشم تو تیزبین می گردد و اعمال خود را می بینی پس نتایج اعمال خود را معاینه می بیند و ثمرات افکار و افعال خود را مشاهده می کند و می رسد به آنچه در کتاب کریم است که و کل انسان الزمناه طایره فی عنقه و نخرج له یوم القیمه کتابا یلقیه منشورا اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا یعنی هر شخصی را لازم ساخته ایم عمل او را از خیر و شر در گردن او مانند طوق که از او جدا نمی شود و در روز قیامت کتابی را که اعمال او در آن ثبت است به جهت او بیرون می آوریم در حالی که گشاده باشد و بر او عرضه شود آنگاه به او گفته می شود بخوان نامه عمل خود را و کافی هستی تو از برای محاسبه خود
