فصل دوم - لذات و ألم قوای چهارگانه
ملا احمد نراقیچون شناختی که آدمی را چهار قوه است که حکم سرهنگان دارند نظریه عقلیه وهمیه خیالیه سبعیه غضبیه و بهیمیه شهویه
بدان که به إزای هر یک از این ها لذتی است و المی و لذت هر یک در چیزی است که مقتضای طبیعت و مناسب جبلت آن است که به جهت آن خلق شده اند و المش در خلاف آن است
پس چون مقتضای عقل و سبب ایجاد آن معرفت حقایق اشیاء است لذت آن در علم و معرفت و الم آن در جهل و حیرت است
و مقتضای غضب چون قهر است و انتقام لذتش در غلبه و تسلط است و المش در مغلوبیت
و شهوت چون مخلوق است از برای تحصیل غذا و سایر آنچه قوام بدن به آن است لذتش در رسیدن به آنها و المش در حرمان و ممنوعیت از آنها است و همچنین است در وهمیه
پس همچنان که قوا در آدمی چهارند همچنین هر یک از لذت و الم نیز بر چهار قسم اند
عقلیه خیالیه غضبیه و شهویه و بالاترین لذتها لذت عقلیه است که به اختلاف احوال مختلف نمی شود و سایر لذات در جنب آنها قدر و مقداری ندارد و ابتدای امر آدمی میل او به سایر لذات است و هر چند جنبه حیوانیت قوت می گیرد این لذات نیز قوی تر می گردد و چندان که ضعف در قوه حیوانیت حاصل گردد این لذات نیز ضعیف تر می گردند و در بدو امر لذات عقلیه از برای آدمی نیست زیرا که آنها حاصل نمی شوند مگر از برای نفوس مطهره از رذایل و متحلیه به فضایل و بعد از آنکه آدمی به مرتبه درک لذات عقلیه رسید هر چند قوه عقلیه زیاد می شود و تسلط عقل بر سایر قوا زیاد می گردد لذات آن هم اتم می شود و همه روزه در قوت و شدت است و نقص و زوالی از برای آن نیست
