فصل - خوف اصلح است یا رجاء؟
ملا احمد نراقیدانستی که خوف و رجا دو صفت اند از صفات محموده و اخلاق فاضله و فضیلت آنها به اعتبار آن است که آدمی را بر طاعت و عبادت وا می دارند و باعث مداوای دل رنجور می گردند و این در اشخاص مختلف می شود
گاه است شخصی است که ترس و خوف او را از طمع و امید بیشتر به کار وا می دارد و چنین شخصی صفت خوف از برای او اصلح است از رجاء
و گاه است شخص دیگر برعکس است و حکم آن نیز برعکس است و کسی که بر او صفت امن از عذاب خدا غالب باشد و ایمن از مکر الله بوده باشد صلاح او تحصیل صفت خوف است و کسی که یأس از رحمت خدا بر او غلبه داشته باشد اصلح از برای او تحصیل صفت رجا است و شخصی که غریق بحر معاصی و گرفتار دام شهوات دنیویه بوده باشد باید در صدد تحصیل خوف برآید و کسی که معاصی ظاهریه و باطنیه را ترک کرده باشد اصلح از برای او این است که ترس و امید او مساوی باشند
و خلاصه اینکه هر کدام که آدمی را بیشتر بر تحصیل مقصود وا می دارد تحصیل آن اهم است و اگر در این خصوص مساوی باشند اصلح اعتدال این دو صفت و تساوی آنها است
همچنان که خدای تعالی در وصف جماعتی می فرماید یدعون ربهم خوفا و طمعا یعنی پروردگار خود را می خوانند با ترس و امید حضرت امیرالمومنین علیه السلام به یکی از اولاد خود فرمودند که ای فرزند چنان از خدا بترس که همچنین دانی که اگر طاعات همه اهل زمین را کرده باشی از تو قبول نخواهد کرد و چنان به خدا امیدوار باش که چنان دانی که اگر گناهان همه اهل زمین را کرده باشی تو را خواهد آمرزید حارث بن مغیره گوید به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم که در وصیت لقمان چه بود فرمودند که چیزهای عجیبه در آن بود و عجیب تر از همه آنکه به پسر خود وصیت کرده بود که چنان از خدا بترس که اگر طاعت ثقلین را با خود ببری چنان دانی که تو را عذاب خواهد کرد و چنان امیدوار به او باش که اگر گناهان ثقلین را با خود ببری چنان دانی که تو را رحم خواهد نمود و بعد از آن حضرت فرمودند که پدرم می گفت که هیچ بنده مومنی نیست مگر آنکه در دل او دو نور است یکی نور خوف و یکی نور امید که هر کدام را وزن کنی از دیگری زیادتر نیست راز آنچه گفتیم ظاهر شد که از برای سه کس صفت رجا افضل و اصلح است از صفت خوف یکی کسی که واجبات خود را به جا آورد و از محرمات اجتناب کند و لیکن نفس او در به جا آوردن مستحبات و صرف عمر در طاعات کسل باشد و چنین شخصی باید امید وصول به آنچه خدا وعده فرموده از برای مقربین در درجات علیین داشته باشد تا نشاطی در خاطر او حاصل شده و او را بر جمیع اعمال صالحه وا بدارد
