علاج عجب به علم و دانش
ملا احمد نراقیاما عجب به علم پس علاج آن این است که بدانی که علم حقیقی آن است که آدمی را به خود شناسا کند و او را به خطر و تشویش و خاتمه امر دانا نماید و او را از عظمت و عزت و جلال خداوندی آگاه کند و بفهمد که سزاوار بزرگی و کبریا اوست و بس و به غیر از او هرچه هست هیچ و نابود و کمال و صفات جلال از آن مفقود است
و شکی نیست که این علم خوف و مذلت و خواری و مسکنت را زیاد می کند و آدمی را معترف به قصور و تقصیر خود می سازد
و از این جهت گفته اند هر که عملش بیشتر دردش بالاتر است
و علمی که آدمی را به اینها متنبه نسازد یا از علوم دنیویه است که حقیقه علم نیست بلکه از حرف و صناعات است و با آنکه صاحبش خبیث النفس و بداخلاق است و بدون اینکه دل خود را پاک کند و خباثت را از خود زایل کند مشغول علم شده و درخت آن را در شوره زار دل خود نشانیده و به این جهت به جز میوه خبیث باری نداده
حد اعیان و عرض دانسته گیر
حد خود را دان که نبود زان گریز
و علم مانند بارانی است که از آسمان فرود می آید و در نهایت صافی و خوشگواری درختان و گیاهان از آن سیراب می گردند پس اگر درختی که بار آن تلخ است از آن سیراب گردد تلخی میوه اش افزون می شود و اگر میوه اش شیرین است از آن آشامید شیرین تر گردد و همچنین علم چون به زمین دل فرو ریزد دل ناپاک خبیث را خبیث تر و تاریک تر می گرداند و صفا و روشنی دل پاک را زیاد می کند و چون آدمی این را یافت می داند که عجب به علم از حمق و جهالت است
