فصل - تقسیم دنیا به مذموم و غیر مذموم
ملا احمد نراقیاز آنچه مذکور شد معلوم گردید که حقیقت خود دنیا چیزی است و در حق بندگان چیز دیگر و اولی که زمین و اعیان موجود در آن باشد بدی و مذمتی ندارد
بلکه دنیای مذموم آن دنیای در حق بندگان است که دلبستگی ایشان به اعیان مذکور و گرفتاری ایشان به آنها و استیفای لذات خود از آنها باشد و دانستی که این نیز بر دو قسم است
یکی آنکه علاقه به آن و گرفتاری به اصلاح آن و التذاذ از آن به آن جهت بود که وسیله آخرت باشد و به کار سرای جاوید بیاید و این قسم نیز ممدوح و مستحسن است
و قسم دیگر آن قسمی است که به زبان همه پیغمبران ملعون و در همه ملل و ادیان مذموم است و آن این است که علاقه و گرفتاری و التذاذ از آن نه از پی اصلاح امر آخرت باشد و نه در تهیه سفر عالم قدس به آن احتیاجی بوده باشد بلکه به مجرد خواهش نفس باشد و هوا و هوس عبارت از همین لذات است که خداوند ریوف بهشت را وعده فرموده است به هر که خود را از آن باز دارد و همین علاقه است که بیشتر امراض دل از آن متولد می شود و منشأ بسیاری از صفات خبیثه می گردد چون ریا و حسد و حقد و عداوت و کبر و دغل و تفاخر و حب مدح و سوءظن و طمع و حرص و امثال اینها و همین گرفتاری بدن است که آدمی را از کار آخرت باز می دارد زیرا که این گرفتاری عبارت از شغلهای دنیویه از حرف و صناعتهایی که مردم خود را به آن مشغول ساخته اند به نحوی که خود و خالق خود را بالمره فراموش کرده اند و از کاری که به جهت آن خلق شده اند غافل مانده اند و اگر بدانند که فایده این کسبها و شغلها چیست و به قدر ضرورت خود را مشغول آنها کنند کجا به دنیا چنین فرو می روند و روز و شب خود را به آن صرف می نمایند
