صدقات مستحبه
ملا احمد نراقیو اما عطاهای مستحبه آن نیز چند نوع است اول صدقات مستحبه است و ثواب آن بسیار و فواید آن بی شمار است
از جناب مستطاب نبوی صلی الله علیه و آله و سلم منقول است که به درستی که خدایی که جز او خدایی نیست دفع می کند به صدقه مرض و مصیبت و سوختن و غرق شدن و خانه برسر فرود آمدن و دیوانگی را و آن یگانه آفاق به همین سیاق هفتاد نوع از شر را شمردند که خدای تعالی به برکت صدقه آنها را دفع می کند و از آن حضرت مروی است که هر کسی در روز قیامت در سایه صدقه خود خواهد بود تا مردم از حساب فارغ شوند و فرمود که زمین قیامت آتش است مگر سایه مومن که صدقه او وی را سایه می افکند و نیز از آن جناب مروی است که هرگاه سایلی در شب به صورت مردی سوال کند او را رد مکنید و این تخصیص به جهت آن است که احتمال می رود که ملکی به صورت مردی در شب سوال می کند به جهت امتحان
مروی است که به موسی علیه السلام وحی شد که ای موسی سایل را اکرام کن به دادن چیز کمی یا سخن نیکی به درستی که به نزد و می آید کسی که نه انس است و نه جن بلکه از جمله ملایکه است که امتحان می کند تو را در نعمتی که من به تو داده ام و سوال می کند تو را پس ببین که چگونه رفتار خواهی نمود و از این جهت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم ترغیب فرمودند بر رد نکردن سایل اگر چه بر اسبی سوار باشد و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که نیکویی و صدقه برطرف می سازد فقر را و می افزاید در عمر و دفع می کند از صاحب خود هفتاد قسم مردن بد را و از حضرت اما جعفر صادق علیه السلام مروی است که دوا کنید بیماران خود را به صدقه و دفع نمایید بلا را به دعا و طلب روزی کنید به صدقه به درستی که صدقه از میان زنخ هفتصد شیطان بیرون می آید یعنی چون کسی قصد تصدق کند هفتصد شیطان او را وسوسه می کنند و هیچ چیز بر شیطان گران تر از آن نیست که صدقه به مومنی داده شود و این صدقه ابتدا به دست خدا می رسد پیش از آنکه به دست فقیر برسد و نیز از آن جناب مروی است که مستحب است از برای بیمار که با دست خود چیزی را به سایل بدهد و آن سایل را امر کند که برای او دعا کند هر که در وقت صباح صدقه بدهد خدا نحوست آن روز را از او دفع کند و در حدیثی دیگر از آن سرور مروی است که هر که در اول روز تصدق کند خدا هر شری را که در آن روز از آسمان فرود می آید از او دفع می نماید و هر که در اول شب تصدق کند خدا هر شری را که در آن شب از آسمان نازل می شود از او برمی دارد و آن حضرت چون نماز عشا را به جای می آوردند و پاسی از شب می گذشت انبانی که در آن گوشت و نان و پول بود به دوش می گرفتند و به در خانه فقرای اهل مدینه می بردند و به ایشان تقسیم می نمودند و کسی آن حضرت را نمی شناخت تا آن حضرت از دنیا رفت فقرا چون دیدند آن تقسیم موقوف شد یافتند که آن حضرت علیه السلام بوده از آن حضرت پرسیدند که سایل از ما سوال می کند و او را نمی شناسیم حضرت فرمود عطا کن به هر که در دل تو اثر می کند و رحم کن به دل تو می آید شخصی از آن حضرت سوال کرد که شخصی به دیگری چیزی می دهد که به فقرا دهد حضرت فرمود که ثواب واسطه مثل ثواب دهنده است و از ثواب دهنده چیزی کم نمی شود و اگر هفتاد دست بگردد همه ثواب دارند و از ثواب صاحبش چیزی کم نمی شود و اخبار بسیار در ثواب تصدق آب وارد شده است و در حدیث است که اول چیزی را که در آخرت ثواب می دهند تصدق آب است و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که خدا دوست دارد خنک کردن جگر تشنه را و هر که سیراب کند جگر تشنه را از آب از چارپا و غیر آن خدای تعالی او را در سایه عرش خود نگاه می دارد در روزی که هیچ سایه ای نباشد مگر سایه او و از حضرت امام جعفر صادق علیه مروی است که هر که آب دهد کسی را در جایی که آب باشد مثل کسی است که بنده آزاد کند و هر که آب دهد کسی را در موضعی که آب یافت نشود مثل کسی است که نفسی را زنده کند و کسی که یک تن را زنده کند مثل آن است که همه خلق را زنده کرده باشد بدان که از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند که چه صدقه ای افضل است فرمود اینکه تو صدقه دهی در وقتی که بدن تو صحیح باشد و امید زندگانی داشته باشی و از احتیاج بترسی و نگذاری تا وقتی که جان به گلوی تو برسد بگویی فلان را این قدر بدهید و فلان را آن قدر و مخفی نماند که خلافی نیست که صدقات مستحبه را پنهانی دادن افضل و ثواب آن اکمل است بلی خلاف کرده اند در اینکه آیا از برای فقیر بهتر آن است که خفیه بگیرد و در نزد مردم اظهار نکند یا افضل آن است که آشکارا کند و در علانیه بگیرد بعضی گفته اند پنهان افضل است و طایفه ای رفته اند بر اینکه آشکار اولی است و حق آن است که هیچ کدام از این دو قول علی الاطلاق صحیح نیست بلکه با قصد و نیت مختلف می شود پس طالب سعادت باید ملتفت احوال خود باشد و ملاحظه احوال خود را بکند هر کدام به قصد قربت نزدیکتر و از ریا و تلبیس و سایر آفات دورتر باشد آن را اختیار کند مثلا اگر طبع او مایل به اخفای آن باشد و غرض او بیم افتادن از چشم مردم باشد یا تشویش اینکه دیگر کسی چیزی به او ندهد چون مطلع شود که گرفته است یا امثال اینها آشکارا کند و اگر غرض او رغبت کردن اغنیاء باشد به چیزی دادن به او و دل او میل به اظهار آن داشته باشد اظهار نکند و به روی خود نیاورد و همچنین اگر بفهمد که آنکه داده است می خواهد که او اظهار نکند و به روی خود نیاورد و همچنین اگر بفهمد که آنکه داده است می خواهد که او اظهار کند و شکرگزاری او را کند و مدح او را نماید مطلقا اظهار نکند و به روی خود نیاورد تا اعانت آن شخص دهنده را بر صفت بدی که دارد نکرده باشد
