بخش ۹ - شاهرود، سپیدرود و دریای آبسکون
ناصرخسرو قبادیانیچون از آن جا برفتیم نشیبی قوی بود چون سه فرسنگ برفتم دیهی از مضافات طارم بود برزالخیر می گفتند گرمسیر بود و درختان بسیار از انار و انجیر بود و بیش تر خودروی بود
و از آن جا برفتم رودی آب بود که آن را شاهرود می گفتند
بر کنار رود دیهی بود که خندان می گفتند و باج می ستاندند از جهت امیر امیران و او از ملوک دیلمستان بود و چون آن رود از این دیه بگذرد به رودی دیگر پیوندد که آن را سپید رود گویند و چون هردو رود به هم پیوندند به دره ای فرود رود که سوی مشرقست از کوه گیلان و آن آب به گیلان می گذرد و به دریای آبسکون رود و گویند که هزار و چهارصد رودخانه در دریای آبسکون می ریزد و گویند که یکهزار و دویست فرسنگ دوره اوست و در میان وی جزایرست و مردم بسیار دارد و من این را از مردم بسیار شنیدم
