بخش ۸۶ - صف شصت و هشتم
ناصرخسرو قبادیانیامر باری سبحانه اندر توهم نیاید و اندیشه اندرو نرسد به هیچ روی از رویها و مر امر را وحدت گفتند گوییم یکی بباید تا یکی ازو یکی باشد همی دانیم که از یکی پدید آمد و یکی هست ولکن مرو را جز اندر یکی اثبات نیست همچنانک همی دانیم که چشمه مهر جهانتاب از نور او جهان روشن شده است و نور اندرو قرار دارد و لکن نور را ندانیم که آن حال که دارد از چه دارد و گر گوییم که نور چون از چشمه مهر جدا شود چگونه باشد و هم آنرا بتواند پذیرفتن از بهر آنک اگر اندیشه کند که نور چون از مهر جدا شود چیزی باشد کمتر از چشمه مهر یا بزرگتر ازو و آن خود هم چشمه مهر باشد و نه مجرد نور باشد و نور مجرد را و هم نپذیرد و نیز چشمه مهر را بی نور و هم نپذیرد و گر کسی گوید که چشمه مهر چون نور ازو جدا شود سیاه باشد این نه روا باشد از بهر آنک روا نباشد که تور امروز اندر تاریکی قرار گرفته باشد و گر چشمه مهرتاریک بودی بی نور پس نور اندر تاریکی قرار گرفته بودی و این محال بودی پس درست شد که مر نور را بی چشمه مهر اثبات نیست و هم چنان مر چشمه مهر را بی نور اثبات نیست و هم چنین گوییم که امر باری را سبحانه که به عقل متخذ شده است چون متحد شدن نور بآفتاب چشمه به مجرد وهم اندر نیاید
