بخش ۷ - قول ششم- اندر حرکت و انواع آن
ناصرخسرو قبادیانیحد حرکت حکما بدل شدن ذات چیزی نهاده اند که مر او را ذات است به گونه ای از گونه های بدل شدن و گفتندکه حرکت بر شش روی است دو از او اندر جوهر است و دو اندر کمیت است و دو اندر کیفیت است اما آن دو حرکت که اندر ذات جوهر است کون و فساد است و کون پدید آمدن چیزی است از طبایع به صورت بودشی و فساد باز گشتن چیزی است از صورت بودشی سوی طبایع اما آن دو حرکت که اندر کمیت است چو زیادت پذیرفتن چیز است اندر ذات او و افزونی او اندر چندی او و چو نقصان شدن چیز است اندر ذات او و کمی از مقدار او و اما آن دو حرکت که اندر کیفیت است مر آن را عرضی گویند یکی از آن دیگرگونه شدن چیز است به صورت چو میوه کز سبزی سیاه شود و دیگر از آن گشتن حال چیز است چو ثمره ترش که شیرین شود به استحالت یا گرم که به طبع سرد شود و جز آن و مر آن دو حرکت عرضی را تغیر و استحالت گویند
و گفتند نیز که حرکت به سه روی است یکی از او طبیعی است و دیگر قسری است و سه دیگر ارادی است اما طبیعی مر حرکات طبایع و افلاک را گفتند چو حرکت دو طبع گران – که خاک و آب است – سوی مرکز عالم و چو حرکت دو طبع سبک – که هوا و آتش است – سوی حاشیت عالم و چو حرکت جوهر فلک که آن نه گران است و نه سبک به استدارت به گرد مرکز خویش مر این سه حرکت را حرکات طبیعی گفتند و اما حرکت قسری مر حرکتی را گفتند که اندر مطبوعات آید و مر آن را بر خلاف طبع او بجنباند چو حرکت سنگ که ما مر او را سوی هوا بر اندازیم تا به قهر بر شود و به طبع فرود آید یا چو حرکت آتش که ما مر او را به زخم از میان آهن و سنگ سوی نشیب فرو جهانیم و اما حرکت ارادی مر حرکت جانوران را گفتند که ایشان به حرکات مختلف متحرک اند و ما گوییم که حرکت ارادی برتر است هم از حرکت طبیعی و هم از حرکت قسری و دلیل بر درستی این آن است که مردم که متحرک است به حرکت ارادی مر چیز متحرک به حرکت طبیعی را قسر کند بر حرکت قسری و باز داردش از حرکت طبیعی چنانکه مر سنگ را کو به حرکت طبیعی سوی مرکز عالم متحرک است از آن حرکت همی باز دارد و قهر کندش بر حرکت سوی حاشیت عالم پس بدین شرح ظاهر شد که مر حرکت قسری را پدید آرنده حیوان است که متحرک است به حرکت ارادی و ان÷در اجساد حیوان حرکت قسری پس از حرکت طبیعی از نفوس حیوان که حرکت ارادی مر او راست موجود است چنین که همی بینیم که چهار طبع اندر جسد حیوان موجود است از خاک و آب و باد و آتش و دو از این طبایع اندر جسد او بر طبع خویش سوی مرکز عالم گراینده است چو خاک و آب و دو از او بر طبع خویش سوی حاشیت عالم بر شونده است چو بخارات گرم و هوا و نفس حیوان که حرکت ارادی مر او راست مر جسد خویش را که بدین حرکات که یاد کردیم متحرک است همی جنباند به جانب های مختلف به قهر خواهد به نشیب بردش و خواهد به فراز پس ظاهر کردیم که حرکت قسری از چیزی همی پدید آید که متحرک است به حرکت ارادی
