بخش ۱۰۱ - بازگشتن فرامرز و کمین گشادن لشکر برو
سرایندهٔ فرامرزنامههمان نامور شیر مردان هزار
که بودند با او درآن کارزار
همی راند چون باد لشکر به راه
نه آگه زکار کمین گاه شاه
وزین سو همایون ابا سرکشان
زگفت سپهدار گردنکشان
روان بود و آمد سوی رای هند
نه آگاه از کار مردان سند
چو نزد کمینگه رسیدند باز
فرامرز از آن سو بیامد فراز
سواران دشمن چو آگه شدند
پذیره همه سوی راه آمدند
کمین برگشادند هر دو سپاه
چو پرواز مرغان برآمد ز راه
همه صف کشیدند بهر نبرد
بدان تا ز ایران برآرند گرد
