بخش ۱۲۲ - عاشق شدن دختر کهیلا بر فرامرز
سرایندهٔ فرامرزنامهکنون بشنو از کار دختر خبر
که شد عاشق آن یل نامور
بدانگه که آن پهلوان با خروش
ابا دیو بودی به رزم و به جوش
نظاره بدان دختر نیک بخت
چو با دیو پیوسته بد رزم سخت
از آن برز و بالا و کوپال و چهر
دل خوب رخ شد از او پر ز مهر
دراین کار بگذشت چون چند روز
جهان پهلوان گرد گیتی فروز
شب و روز با رامش و گفتگوی
نبد آگه از کار آن خوب روی
چنان تیز شد مهر بر خوب چهر
که آتش ببارید بر وی ز مهر
سگالید تا چون کند چاره ای
کزان چاره نایدش بیغاره ای
