بخش ۱۵۰ - رزم فرامرز با شاه باختر و با شاه فرغان
سرایندهٔ فرامرزنامهبگفت این و هم در زمان برنشست
به کینه نهاد از بر تیغ دست
سپه بر نشاند و بزد بوق و کوس
زمین از سم اسب گشت آبنوس
بیامد به نزدیک ایران سپاه
سواران جنگ آور کینه خواه
سوار طلایه چو باد دمان
از ایران بیامد بر پهلوان
بدو گفت کامد ز دشمن سپاه
جهان شد سراسر ز لشکر سیاه
چو بشنید پهلو برآمد چو دود
بر شه در آن رزم تندی نمود
به اسب اندر آمد به کردار باد
ز تندی یکی کرد سوگند یاد
به جان و سر شاه ایران زمین
به تاج و به تخت و به تیغ و نگین
