بخش ۱۶۵ - خوان دوم کشته شدن گرگان به دست فرامرز
سرایندهٔ فرامرزنامهچو خورشید تابید و بی گاه شد
فلک سر به سر رو به خرگاه شد
سپهبد سپه را همه برنشاند
بفرمود کارآگهان را براند
بپوشید خفتان و برگستوان
برآراست خود را به تیر و کمان
سپاه از پس او به پیش اندرون
سیه دیو در راه بد رهنمون
بدان گه که خور سوی مغرب دوید
سپهبد به نزدیک گرگان رسید
چو از دور دیدند گرگان سوار
خروشان و جوشان چو شیر شکار
سوی پهلوان سپه تاختند
زمین را به دندان بپرداختند
کمانور سرافراز با زور و فر
خدنگی سه پر زد به بند کمر
