بخش ۳۸ - شیرکشتن خسرو در بزمگاه
نظامی گنجویملک عزم تماشا کرد روزی
نظرگاهش چو شیرین دل فروزی
کسی را کآن چنان دل خواه باشد
همه جایی تماشاگاه باشد
ز سبزه یافتند آرام گاهی
که جز سوسن نرست از وی گیاهی
در آن صحن بهشتی جای کردند
ملک را بارگه بر پای کردند
کنیزان و غلامان گرد خرگاه
ثریاوار گرد خرمن ماه
نشسته خسرو و شیرین به یک جای
ز دور آویخته دوری به یک پای
صراحی های لعل از دست ساقی
به خنده گفت باد این عیش باقی
شراب و عاشقی هم دست گشته
شهنشه زین دومی سرمست گشته
