بخش ۱
حکیم نزاری قهستانیسپاس و ستایش خداوند را
خداوند بی مثل و مانند را
که ما را خرد داد و جان آفرید
سپهر و زمان و مکان آفرید
خداوند خلق و خداوند امر
منزه ز کیف و کم زید وعمر
خداوند حق خالق جان و تن
شناسا و بینای سر و علن
جهان آفرین مبدع کاینات
مقصر ز کنه کمالش صفات
فروزندۀ شمع گیتی فروز
برآرنده از جیب شب صبح روز
زمین و زمان و ابتداء سخن
به امرش پدید آمد از کاف کن
چنان کرد از بدو خلقت پدید
جهان را که از صنع پاکش سزید
تن بوالبشر کرد از ماء و طین
بلی خیر و شر هر دو درهم عجین
وزان خاک معجون چه نقش بدیع
به قدرت کشید از شریف و وضیع
چه مغزست در آفرینش چه پوست
به نزدیک ارباب بینش نکوست
