بخش ۳ - مناجات
حکیم نزاری قهستانیالهی زفضلت نباشد بدیع
خطاهای ما در پذیر از شفیع
الهی معول به طاعت نه ایم
ولی نا امید از شفاعت نه ایم
الهی به انفاس پاکان خاص
ز ادناس نفس بهیمی خلاص
عنان عنایت ز ما بر مپیچ
که ما جمله هیچیم و کم تر زهیچ
مرا ای همه تو ز من دوردار
وگر زلتی رفت معذور دار
خلاصم ده از ورطه حرص و آز
مران بر زبانم محال و مجاز
ببخشای برعجز و بی چارگیم
برون آور از خود به یک بارگیم
مکن بی نصیبم ز فضل عمیم
ز خلقم امان ده به امید و بیم
درونم چنان پر کن از حب آل
که در وی نگنجد دگر قیل و قال
بدیشان نمودی ره از بدو کن
معادم به من بعضها بعض کن
که ام من چه دارم تو داری تویی
الهی پناه نزاری تویی
تویی پای مرد و تویی دست گیر
ببخشای و رحمت کن و در پذیر
