بخش ۴۴ - پس از توبه
حکیم نزاری قهستانیپس از یک دو سالم که توفیق حی
مساعد شد و توبه کردم ز می
دگر باره مخدوم ملای بیک
که بادش قرین روز و شب بخت نیک
به جام مروق خمارم شکست
سر توبه بی اختیارم شکست
خدیوست و تکلیف مالایطاق
چه درمان چنین اوفتاد اتفاق
به الفاظ شیرین زبان برگشاد
می تلخ بستان که از روی داد
تو را می سزد می پرستی و بس
برآیین تو می نخوردست کس
چو ممزوج شد با مزاج تو می
تحاشی مکن تا توانی ز وی
چو می می دهد خاطرت را فرح
دگر دست خالی مدار از قدح
چو چندی برآمد ازین نذر باز
هلالم دگر باره شد بدر باز
ضرورت علی الجمله خیام وار
گرفتم به کف بر می خوشگوار
زدم خیمه پهلوی خرگاه دوست
چه گویم که مولی و مخدومم اوست
