بخش ۱ - در توحید
منت از ذوالجلال والاکرام بدو آغاز و غایت انجام آفریننده وجود و عدم پیش گیرنده حدوث و قدم برگزیننده حق از باطل کارپرداز عامل و عاطل ره نماینده خطابینان مونس بی دلان و مسکینان مالک م
۲۳ شعر از حکیم نزاری قهستانی
منت از ذوالجلال والاکرام بدو آغاز و غایت انجام آفریننده وجود و عدم پیش گیرنده حدوث و قدم برگزیننده حق از باطل کارپرداز عامل و عاطل ره نماینده خطابینان مونس بی دلان و مسکینان مالک م
روز گفت این چه زور و بهتان است که ریا پیشه توفتان است گر منافق منم تو را چه خلل چند از آشوب امتان جدل تا خدا بر که افکند تاوان تو خود ان المنافقین برخوان در جهان ظلمت از نتیجه توست
شب دگر بار گشت آشفته که مرا روز ناسزا گفته گفت از روی جد نه از سر لاغ کای تبه کرده از فضول دماغ گرچه عالم نورد و سیاحی نور بخشنده همچو مصباحی من بسی جای ها رسیده ستم چیزهای عجیب دی
روز بار دگر به جوش آمد با شب تیره در خروش آمد گفت ای خشک مغز تر دامن چند خواهی جدل زدن با من مگر آنجا که می رسی عدم است ورنه نادیده در وجود کم است یاور فاسقان دزد فریب اژدها هیبت و