شمارهٔ ۴
نورعلیشاهرو وصال خدا طلب ای یار
بگذر از خویش و بگسل از اغیار
چشم جان برگشا ببین در دل
متجلی است جلوه دلدار
جان حجابست در ره جانان
خویشتن را از آن حجاب برآر
روبه پای حریف سرمستان
خوش بینداز این سرو دستار
دور بر دور نقطه توحید
خط کشان می درآی چون پرگار
موج و بحر و حباب هر سه یکیست
جز یکی نیست اندک و بسیار
وحده لاشریک له خواهی
خوش بشو گوش و بشنو اینگفتار
که همه صورتند و معنی او
وحده لااله الاهو
زاهدا چند باشی اندر خواب
