شمارهٔ ۱۴۲
زخم ناسور مرا صبح قیامت مرهم است بر گل داغ دلم خورشید محشر مرهم است از نغلطیدن کمر با کوه دارد اتحاد از نرنجیدن اساس دوستداری محکم است عیب جاهل یک قلم رسوا چو موی خامه است بی سخن ح...

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم میزیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از وی در موزهٔ لندن وجود دارد به هنر خوشنویسی خود او مزین است. از تاریخ مرگ وی نیز خبری در دست نیست و آخرین اثر به سال ۱۱۰۵ تعلق دارد.این دیوان به کوشش حمید مشهدی آقائی کشف و استنساخ و تصحیح شده و به همت انتشارات مهر هشتم منتشر گردیده و به همت آقای حسین آقائی با کسب اجازه از مصحح و ناشر در سایت گنجور در دسترس قرار گرفته است.
زخم ناسور مرا صبح قیامت مرهم است بر گل داغ دلم خورشید محشر مرهم است از نغلطیدن کمر با کوه دارد اتحاد از نرنجیدن اساس دوستداری محکم است عیب جاهل یک قلم رسوا چو موی خامه است بی سخن ح...
نه فلک حلقه ای از سلسله موی کسی است مهر یک شبنم غلطان ز گل روی کسی است بی نگهبان گهری در صدف امکان نیست سر سودایی افلاک به زانوی کسی است بلد کوچه ی توفیق دل بیدار است صبحدم یک ره خ...