شمارهٔ ۱۸۶
مشرب هر کس گرفتاری مباد زلف او در بند دلداری مباد قابل ادراک لذت نیست غیر زخم تیغش بر جگر کاری مباد دارد از خط خاطر حسنش غبار صفحه ی آیینه زنگاری مباد می فروشد نرگسش ناز زیاد چشم م...

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم میزیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از وی در موزهٔ لندن وجود دارد به هنر خوشنویسی خود او مزین است. از تاریخ مرگ وی نیز خبری در دست نیست و آخرین اثر به سال ۱۱۰۵ تعلق دارد.این دیوان به کوشش حمید مشهدی آقائی کشف و استنساخ و تصحیح شده و به همت انتشارات مهر هشتم منتشر گردیده و به همت آقای حسین آقائی با کسب اجازه از مصحح و ناشر در سایت گنجور در دسترس قرار گرفته است.
مشرب هر کس گرفتاری مباد زلف او در بند دلداری مباد قابل ادراک لذت نیست غیر زخم تیغش بر جگر کاری مباد دارد از خط خاطر حسنش غبار صفحه ی آیینه زنگاری مباد می فروشد نرگسش ناز زیاد چشم م...
دل به سودای غم او بنده شد آزاد شد یافت گنج حسن او ویرانه شد آباد شد از غزال چشم پرکار تو صید لاغرم وحشی آمد رام شد نخجیر شد صیاد شد کرد دل مشق نگاه از نرگسش آیینه وار ساده شد پرکار...