شمارهٔ ۲۰۷
فلک را عقده های خاطرم از ناله وابندد زسختی دانه ی من شیشه بر سنگ آسیا بندد نمی دانم دل از راه خرد بر خود چرا بندد به پیر عقل هر دم دختر رز شیشه ها بندد اگر مستانه در گلزار سردم سای...

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم میزیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از وی در موزهٔ لندن وجود دارد به هنر خوشنویسی خود او مزین است. از تاریخ مرگ وی نیز خبری در دست نیست و آخرین اثر به سال ۱۱۰۵ تعلق دارد.این دیوان به کوشش حمید مشهدی آقائی کشف و استنساخ و تصحیح شده و به همت انتشارات مهر هشتم منتشر گردیده و به همت آقای حسین آقائی با کسب اجازه از مصحح و ناشر در سایت گنجور در دسترس قرار گرفته است.
فلک را عقده های خاطرم از ناله وابندد زسختی دانه ی من شیشه بر سنگ آسیا بندد نمی دانم دل از راه خرد بر خود چرا بندد به پیر عقل هر دم دختر رز شیشه ها بندد اگر مستانه در گلزار سردم سای...
از گل رخسار او نظاره گلشن می شود این چراغ از شعله ی دیدار روشن می شود شوخی مژگان او در خواب بیند گر بهار در بر گل پرنیان رنگ جوشن می شود چون تجلی می کند یاد تو در خاطر مرا سایه ی م...