شمارهٔ ۲۵۰
هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند باش افتاده که از خاک ترا برگیرند طایری چند که با کنج قفس ساخته اند قاف تا قاف به افشاندن شهپر گیرند مد احسان ابد را خط جانم انگارند عارفانی که ...

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم میزیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از وی در موزهٔ لندن وجود دارد به هنر خوشنویسی خود او مزین است. از تاریخ مرگ وی نیز خبری در دست نیست و آخرین اثر به سال ۱۱۰۵ تعلق دارد.این دیوان به کوشش حمید مشهدی آقائی کشف و استنساخ و تصحیح شده و به همت انتشارات مهر هشتم منتشر گردیده و به همت آقای حسین آقائی با کسب اجازه از مصحح و ناشر در سایت گنجور در دسترس قرار گرفته است.
هر که چون شمع شود سرکش از او سرگیرند باش افتاده که از خاک ترا برگیرند طایری چند که با کنج قفس ساخته اند قاف تا قاف به افشاندن شهپر گیرند مد احسان ابد را خط جانم انگارند عارفانی که ...
دست نازی که بر کمر دارد کی سرم را زخاک بردارد به شکر خنده ها نبات لبش عرصه را تنگ بر شکر دارد می کشد تیغ از کف دلدار طول اشکم چها جگر دارد معنی حرفم از لبش پیداست لعل او لطف درگهر ...