قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - ایضا در مدح شیخ ابواسحاق و ایوانی که او در شیراز میساخت میگوید
عبید زاکانینفخات نسیم عنبر بار
میکند باز جلوه در گلزار
باز بر باد میدهد دل را
شادی پار و عشرت پیرار
دست موسی است در طلیعه صبح
دم عیسی است در نسیم بهار
ناسخ نسخه صحیفه باغ
کرد منسوخ طبله عطار
روی گل زیر قطره شبنم
چون عرق کرد عارض دلدار
سبزه متفون طره سنبل
سرو مجنون شیوه گلنار
غرقه در جوی گشته نیلوفر
زان میان بیدمشگ جسته کنار
تا گرد زد بنفشه طره جعد
غنچه بگشاد نافه های تتار
سرو و سوسن ز عطف باد سحر
