شمارهٔ ۱
سر که یابد گسسته کیسنه را دور باشد بتاوه کرسنه را
۶۵ شعر از عنصری بلخی
سر که یابد گسسته کیسنه را دور باشد بتاوه کرسنه را
هر که فرهنگ ازو فروهیدست تیز مغزی ازو نکوهیدست
گرد پرگار چرخ مرکز بست شبه مرجان شد و بلور جمست
سرد آهش چو زنگیانی زشت که ببیزند خردۀ انگشت
رای دانا سر سخن ساریست نیک بشنو که این سخن باریست
آن صنم را ز گاز و ز نشکنج تن بنفشه شد و دو لب نارنج