شمارهٔ ۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود
عنصری بلخیدل مرا عجب آید همی ز کار هوا
که مشک بوی سلب شد ز مشک بوی صبا
ز رنگ و بوی همی دانم و ندانم از آنک
چنین هوا ز صبا گشت یا صبا ز هوا
درخت اگر علم پرنیان گشاد رواست
که خاک باز کشیدست مفرش دیبا
به نور و ظلمت ماند زمین و ابر همی
به در و مینا ماند سرشک ابر و گیا
فریفته است زمین ابر تیره را که ازو
همی ستاند در و همی دهد مینا
به زیر گوهر الوان و زیر نقش بدیع
نهفته گشت درازای عالم و پهنا
اگرچه گوهر و نقش جهان فراوانست
همه صناعت ابرست و دستبرد صبا
چه فایده ست ز نقش بهار و پیکر او
