بخش ۵۲ - بوبکر دُلَف بن جَحْدَر الشِبلی
ابوعلی حسن بن احمد عثمانیو ازین طایفه بود ابوبکر دلف بن جحدر الشبلی رحمة الله علیه بغدادی بود و از آنجا بزرگ شده بود و اصل وی از اسروشنه بود و صحبت جنید کرده بود و پیران کی اندر عصر او بودند و یگانۀ روزگار بود بحال و ظرافت و علم مالکی مذهب بود و هشتاد و هفت سال عمر او بود و وفاة او اندر سنه اربع و ثلثین و ثلثمایه بود و تربت وی اندر بغداد است
چون شبلی توبه کرد اندر مجلس خیرالنساج بدماوند آمد و گفت من اینجا امیر بوده ام و مرا بحل کنید و اندر بدایت مجاهدتی بر دست گرفت از حد برتر
از استاد ابوعلی دقاق شنیدم که او چندین من نمک اندر چشم خویش کرد تا خواب نیاید ویرا و اگر نیز چیزی نبود از تعظیم شرع نزدیک او مگر آنک بکران دینوری حکایت کرد اندر آخر عمر وی خود بسیار بود گفت ویرا وضو میدادم تخلیل محاسن فراموش کردم دست من بگرفت و محاسن را خلال کرد
ابوالعباس بغدادی گوید کی شبلی اندر آخر ایام خویش این بیت همی گفت
شعر
وکممنموضع لومت فیه
لکنت به نکالا فی العشیرة
معنی این آن بود کی بسیار جایها که اگر آنجا بمیرم اندر میان این قوم رسوا شوم و این با تحقیر نفس شود
و چون ماه رمضان اندر آمدی اندر طاعت بیفزودی و گفتی کی این ماهیست کی خدای عزوجل بزرگ داشت و من اولی ترم کی آنرا بزرگ دارم
