باب پنجم - در مجاهدة
ابوعلی حسن بن احمد عثمانیقال الله تعالی والذین جاهدوا فینالنهدینهم سبلنا ابوسعید خدری رضی الله عنه گوید پرسیدند پیغامبر را صلی الله علیه وسلم از فاضلترین جهاد گفت کلمۀ حق پیش سلطان ستمکار گفتن و اشک از چشم ابوسعید فرو ریخت
استاد ابوعلی دقاق گوید هر که ظاهر خویش را بیاراید بمجاهدة خدای باطن او را بیاراید بمشاهدة
و بدانک هر که اندر بدایت صاحب مجاهدة نباشد ازین طریقت هیچ به وی نیابد
ابوعثمان مغربی راست کی هرکه پندارد که این در بر وی بازگشایند و هیچ چیز یابد از حقیقت مگر بمجاهدة اندر غلط است
استاد ابوعلی گفت هر که اندر بدایت او را برخاستی نبود اندر نهایت ویرا نشستی نبود
و هم از وی شنیدم اندر لفظ الحرکة برکة حرکات ظاهر برکات سر برآورد
بویزید گفت بدوازده سال آهنگر نفس خویش بودم و پنج سال آینۀ دل خویش بودم و یکسال اندر آینه می نگریستم زناری دیدم بر میان خویش ظاهر دوازده سال در آن بودم تا ببریدم پس بنگرستم دیگر بار در باطن خویش زناری دیدم پنج سال اندر آن کردم تا چگونه ببرم پس مرا کشف افتاد بخلق نگریستم همه را مرده دیدم چهار تکبیر بر ایشان کردم
