باب سیزدهم - در حُزْن
ابوعلی حسن بن احمد عثمانیقال الله تعالی الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن ابوسعید خدری گوید رضی الله عنه که از پیغامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که هیچ چیز نبود کی ببندۀ مؤمن رسد از دردی یا اندوهی یا مصیبتی یا رنجی الا که بدان ایشانرا کفارتی باشد از گناه و اندوه دل را پاک کند از پراکندگی و غفلت و حزن از اوصاف اهل سلوک باشد
از استاد ابوعلی دقاق شنیدم که اندوهگن در ماهی راه خدای چندان ببرد که بی اندوهی بسالهای بسیار نبرد و در خبر می آید که خدای تعالی دل اندوهگنان دوست دارد
واندر تورات است کچون خدای تعالی بندۀ را دوست دارد نوحه گری اندر دلش بپای کند و چون بندۀ را دشمن دارد مطربی اندر دلش بپای کند
و روایت کنند کی پیغامبر صلی الله علیه وسلم پیوسته اندوهگن بودی و دایم بفکرت بودی
بشربن الحارث گوید اندوه پادشاهیست چون جایی قرار گرفت رضا ندهد که هیچ چیز بازو قرار گیرد
و گفته اند هر دل کی اندر وی اندوه نباشد خراب شود همچون سرایی که اندرو ساکن نباشد خراب شود
بوسعید قرشی گوید گریستن اندو نابینا کند و گریستن شوق چشم را پوشیده کند ولیکن کور نکند قال الله تعالی وابیضت عیناه من الحزن فهو کظیم
