باب بیست و چهارم - اندر مُراقَبَتْ
ابوعلی حسن بن احمد عثمانیقال الله تعالی وکان الله علی کل شیء رقیبا
جریربن عبدالله گوید جبرییل علیه السلام بنزدیک پیغامبر صلی الله علیه وسلم آمد بر صورت مردی و گفت یا محمد ایمان چیست گفت آنکه ایمان آری بخدای و فریشتگان و کتابها و رسولان وی و بدانستن که خیر و شر همه ازوست جبرییل علیه السلام گفت راست گفتی عجب بماندم از تصدیق او پیغامبر را علیه الصلوة والسلام گفت خبر گوی مرا از اسلام گفت نماز بپای داشتن و زکوة بدادن و حج کردن و روزۀ ماه رمضان داشتن گفت راست گفتی گفت خبر ده مرا از احسان گفت احسان آن بود که خدایرا بپرستی چنانک گویی می بینی او را اگر چنان نباشی که او را می بینی دانی که او ترا می بیند گفت راست گفتی و حدیث تا آخر
استاد امام گوید رحمه الله پیغامبر صلی الله علیه وسلم باین قول که گفت اگر تو او را نبینی دانی که او ترا می بیند اشارت بمراقبه کرد زیرا که مراقبت دانش بنده بود باطلاع حق بر وی و استدامت این علم مراقبت خدای بود و این اصل همه چیزها بود و کس بدین درجه نرسد مگر پس از آنک از محاسبۀ خویش فارغ شده باشد و چون شمار گذشت خویش بکند و حال خویش اندر وقت باصلاح آرد و طریق حق را ملازمت کند و میان خویش و خدای نیکو کند بمراعات دل و انفاس خویش با خدای نگاه دارد در همه احوال و داند که حق سبحانه وتعالی او را می بیند و بدل او نزدیکست احول او میداند و افعال او می بیند و اقوال او می شنود و هر که ازین جمله غافل بود او دور است از بدایات وصلت فکیف از حقایق قربت
